پرسش و پاسخ درباره قانون جذب

فرم پرسیدن سوال

فرم پرسیدن سوال!

پاسخ به 12 سوال پرتکرار درباره «قانون جذب»

پاسخ به جدیدترین سوالات شما درباره «قانون جذب»

پاسخ به جدیدترین سوالات شما (به‌صورت متن)

22 دیدگاه برای “پرسش و پاسخ درباره قانون جذب

  1. فرزانه صادقی گفته:

    سلام من برای هدفام عبارت تاکیدی میگم حالا اگر عبارت تاکیدی بکارببریم بعد از مدتی بدان نرسیم باید چکار کنیم

    • زندگی ناب گفته:

      سلام
      قبل از استفاده از عبارات تاکیدی باید احساس ارزشمند بودن و لیاقت داشتن تمام چیزهای خوب را در خودتان بسازید. همین‌طور نسبت به خواسته خود باید احساس خوبی داشته باشید. بعدازاین مراحل باید باور داشته باشید که آنچه بیش از همه می‌خواهید از قبل متعلق به شماست.به بیان بهتر؛ اگر داشتید چه احساسی به شما دست می‌داد؟ آن احساس را در خود مرور کنید و بلافاصله برای آن احساس قدردانی کنید.
      حالا می‌رسیم به نقش عبارات تاکیدی!
      عبارات تاکیدی در این مرحله به کارتان می‌آید. عبارات تاکیدی نقش بسیار مهمی در آموزش ذهن شما برای «جذب کردن» ایفا می‌کند، درواقع به شما کمک می‌کند تا بر آنچه می‌خواهید بیشتر تمرکز کنید.
      خیلی‌ها فکر می‌کنند که یک یا چند عبارت تاکیدی را آن‌قدر باید تکرار کرد تا در ذهن جا بیافتد و قابل‌باور برای ناخودآگاه شود اما نکته مهم این است که باید در هنگام تکرار عبارات تاکیدی، احساس خوبی به شما دست بدهد. باید موضوعی را که تکرار می‌کنید باور داشته باشید. به همین دلیل مراحل بالا را آوردم.

      در ادامه 3 قدم مهم برای تکرار عبارات تاکیدی برایتان می‌نویسم:

      قدم اول: از زمان‌های گذشته یا آینده استفاده نکنید.
      بهتر است عبارات تاکیدی مربوط به زمان حال باشند. عباراتی که این‌گونه شروع می‌شوند «من می‌خواهم …» یا «من قصد دارم…» تاثیری بر ذهنتان نمی‌گذارند. ذهن شما در حالت مطلوب فقط به عبارات تاکیدی مثبت مربوط به زمان حال مانند «من آرام هستم» پاسخ می‌دهد.
      سپس دقت کنید که «عبارت تاکیدی» شما خیلی طولانی و پیچیده نباشند.

      قدم دوم: با اطمینان، محکم و مثبت بیان کنید!
      وقتی عباراتی را به کار می‌گیرید که خودتان به آن اطمینان دارید و همچنین آن‌ها را به طرزی مثبت و محکم بیان می‌کنید، اثر بهتری بر ذهنتان می‌گذارد.
      قدم سوم: بازهم تأکید می‌کنم؛ وقتی تکرار کنید که احساس خوبی دارید!

      به بیان بهتر گفتن «عبارت تاکیدی» نباید هیچ مقاومت شدیدی در ذهنتان ایجاد کند. به‌طور مثال؛ اگر با خود تکرار کنید « من قوی هستم» اما احساس کنید که قوی نیستید و احساس درونی‌تان بد شود، ذهنتان دچار دوگانگی می‌شود. درنتیجه به‌جای اینکه عبارات تاکیدی، تاثیر مثبتی روی شما بگذارد و باوری درست را در ذهنتان بکارد، ممکن است ارتعاشاتی را درونتان فعال کند که در جهت عکس خواسته‌های شماست. یادتان باشد، شما تبدیل به چیزی می‌شوید که احساس می‌کنید! درواقع کائنات همیشه به احساس شما پاسخ می‌دهد.

      درنتیجه، اگر در موقع گفتن عبارات تاکیدی احساس بد به سراغتان آمد، بهتر است آن عبارت راکمی ملایم‌تر کنید. یا وقتی آن را بگویید که احساس شما کمی بهتر شده است. و آن را راه‌تر باور می‌کنید.
      موفق باشید

  2. مرضیه گفته:

    سلام و تشکر از سایت خوبتون. پدرومادرم توهر کار من نظر میدن و مرتب انتظار دارن همونی بشه که اونا میگن. البته من از بچگی از پدرومادرم تاثیر میگرفتم خیلی وقت ها به حرفشون حتی برای خریدن لباس برای خودم گوش میدادم. اما حالا این موضوع من اذیت میکنه دلم میخواد بیشتر خودم برای خودم واینده م تصمیم بگیرم اگر راهکاری دارید به من کمک کنید تشکر از شما

    • زندگی ناب گفته:

      سلام
      موضوعی که همه ما میدانیم این است که پدر و مادر همیشه خیر و صلاح ما را می‌خواهند. آن‌ها طبق الگوهای ذهنی و اصطلاحا دیدگاه‌های خودشان فکر می‌کنند که حرف‌هایشان می‌تواند به ما کمک کند.( البته که برخی مواقع این‌طوری ست) اما موضوع مهم این است که؛ شما نمی‌توانید همیشه آن‌ها را راضی نگه‌دارید.
      اگر هم این نیت را داشته باشید، هرچقدر هم سعی کنید راضی نگه‌داشتن آن‌ها ازهرجهت، ممکن نیست.باید درک کنید که هدف شما از آمدن به این دنیا این است که تجربیات خودتان را خلق کنید. شما باید زندگی‌تان را آن‌طور خوب که می‌خواهید بسازید. تضادها، نقص‌ها و تفاوت‌هایی که در زندگی‌تان می‌بینید می‌خواهند به شما کمک کنند که همین‌طور عمل کنید.( زندگی دلخواهتان را بسازید) هرکسی باید به «طبیعت درونی» توجه کند.

      اجازه دهید بیشتر توضیح دهم:
      همه ما درعین‌حال که دارای یک بُعد«مادی» هستیم (منظور همان جسم ماست) یک بُعد«غیرمادی» هم داریم.در برخی از کتاب‌ها به آن «منبع انرژی»، « خود عالی» ذهن بالاتر» ، «ابر آگاهی» ، «هوشیاری کامل» «روح» یا «بُعد روحانی» وجود ما میگویند.
      به هر ترتیب، من اسم آن را «طبیعت درونی» می‌گذارم. این بخش از وجودتان مجموعه‌ای کامل از خرد، عشق، صلح، سعادت و تمام چیزهای نیکو و عالی ست. همین‌طور بیش از آنکه فکرش را کنید در اتفاقات دنیای بیرونتان نقش دارد.

      «طبیعت درونی» تان همیشه دیدگاهی را عرضه می‌کند که حداکثر منافع را برایتان دارد.همچنین؛ « طبیعت درونی »تان دارای باورهایی درباره خودتان یا همان (بعد مادی) است. ازجمله؛
      ۱. شما عالی و دوست‌داشتنی هستید.
      ۲. شما شایسته فراوانی، سلامتی و سعادت کامل هستید.
      ۳. شما هوش فراوانی دارید. همین‌طور تمام ابزار لازم برای ساختن یک زندگی لذت‌بخش رادارید و از این قبیل باورهای عالی!
      «طبیعت درونی » تان از طریق احساسات با شما گفتگو می‌کند! به‌طورکلی همه ما دو نوع احساس را طی شبانه‌روز تجربه می‌کنیم؛ «احساس خوب و احساس بد»
      باید درک کنید که؛ هرگاه که درباره موضوعات مهم زندگی‌تان یا مهم‌ترین اهدافتان فکر می‌کنید، رفتار می‌کنید و یا سُخنی میگویید که با «طبیعت درونی» کاملاً هماهنگی دارد، «احساسات خوب» را تجربه می‌کنید. همچنین هرگاه که«احساسات بد» را تجربه می‌کنید بیانگر این است که دیدگاه یا افکار فعلی‌تان با «طبیعت درونی » تان در هماهنگی نیست.

      درنتیجه؛
      رسالت شما در زندگی برای رشد عالی این است که با «طبیعت درونی » تان هم گام شوید. این کار با داشتن احساسات خوب و عالی میسر می‌شود. وقتی حس خوبی نسبت به خودتان، زندگی و اهدافتان دارید با «طبیعت درونی » تان هم گام هستید.
      قرار نیست دیگران مسیر زندگی شمارا مشخص کنند. پدر و مادرتان به دنیا آمده‌اند که خالق تجربیات خودشان باشند نه شما!
      به خاطر بسپارید!
      بهترین، عالی‌ترین و کامل‌ترین راهنمایی را «طبیعت درونی » تان در اختیارتان قرار می‌دهد. به شرطی که احساس خوبی داشته باشید.

  3. فرهاد گفته:

    سوال مهم من این هست که چندین اتفاق بد برام افتاده و دوست ندارم بازشون کنم . باعث شده خیلی ناامید شم، چه کار کنم تا احساساتم خوب بشه؟

    • زندگی ناب گفته:

      سلام. میدانم که تمرکز برای احساس خوب زمانی که اتفاقات ناامیدکننده‌ای رخ‌داده، سخت است. من هم‌زمانی مثل شما بودم و این موضوع را درک می‌کنم.
      احساس ناامیدی آن‌قدرها هم که فکر می‌کنید حس خیلی بدی نسبت. خیلی زمان نمی‌خواهید تا به احساس امیدواری برسید. درواقع اوضاع آن‌قدر هم خراب نیست که نتوانید به‌راحتی حستان را خوب کنید. اما به‌هرحال چند کار را باید انجام دهید.
      همان‌طور که میدانیم؛ در قانون جذب، تنها اولویت واقعی این است که احساس بهتری داشته باشید تا بتوانید کمی آرامش پیدا کنید و سپس شروع به تمرکز بر آنچه می‌خواهید کنید.
      ابتدا ذهنیتتان را نسبت به مشکلات تغییر دهید؛
      چند ذهنیت جدید برای مشکلات:
      ۱. آنچه را که مشکل میدانید، مراحلی هستند برای رشد شما
      ۲. اگر هر بار که مشکلی پیش می‌آید به‌عنوان سوای به آن نگاه کنید، پاسخ (راهکار) از راه میرسند.
      ۳. درک کنید تمام این مشکلات باعث شده تشخیص دهید که چه چیزهای خوبی را میخواهید داشته باشید و تجربه شان کنید. (خواسته هایتان)
      راهکار: ابتدا از صحبت کردن در مورد مشکلات دست بردارید! با این کار از انرژی منفی آنها کم میکنید. سعی کنید تمرکزتان را از روی آنها بردارید (میدانم این کار سخت است) اما این مهمترین کار شماست.
      برای شروع، بهتر است تمرکزتان را روی موضوعاتی ببرید که خوب پیش میروند. (حتی میتوانید تمرکزتان را روی موضوعاتی در گذشته ببرید که خوب پیش میرفتند.)
      به طور مثال میتوانید از اعضا بدنتان شروع کنید. درباره دیدن، شنیدن، گوش کردن وحس چشایی تان که چقدر خوب کار میکنند فکر کنید.
      درباره عملکرد مغز ، چقدر خوبِ که توانایی تفکر و درک رادارید.
      درباره دستانتان و پاها، ماهیچه‌ها و استخوان‌ها فکر کنید. چقدر خوبِ که ما توانایی حرکت‌داریم. اگر این نعمت‌ها را نداشتیم با چه مشکلاتی روبه‌رو می‌شدیم؟ بابت داشتنشان از ته دل خدا را شکر کنید.
      می‌توانید این تمرین را تا وقتی‌که احساس خوبی به شما می‌دهد، ادامه دهید.
      این تمرین ممکن است پیش‌پاافتاده به نظر برسد، اما واقعا می‌تواند ادامه پیدا کند، و ادامه پیدا کند البته نشان می‌دهد که واقعا چیزهای بیشتری برای سپاسگزاری و قدردانی وجود دارد تا ناامید شدن.
      با تمرکز بیشتر بر روی احساس بد اکنونتان هم آن را قوی‌تر می‌کنید و هم بیشتر از آن را وارد زندگی‌تان می‌کنید. فقط تمرکزتان بر روی چیزهای خوب، بهترین راهکارها را در سریع‌ترین زمان پیش رویتان می‌گذارد.
      شما موجودی باشکوه هستید که اراده و اختیار دارد تا روی چیزهایی که دوستشان دارد تمرکز کند.
      بنابراین، این به شما بستگی دارد که به‌اندازه کافی منضبط باشید تا نحوه تمرکز خود را تغییر دهید و تمرکز ذهن خود را از مشکلات بردارید. همان‌طور که گفتم این کار ساده باعث می‌شود راه‌حل‌ها را ساده‌تر پیدا کنید.
      تنها چیزی که لازم است این است که عمدا ذهن، افکار، توجه و کلمات خود را به فکر کردن و صحبت کردن در مورد آنچه در زندگی‌تان به‌خوبی پیش می‌رود بگذارید.
      سپس قدردان تمام این موارد باشید. زیرا این انرژی قدردانی و عشق است که قانون جذب را تحریک می‌کند تا شمارا با خواسته‌هایتان مطابقت دهد، و تنها ترفند واقعی زندگی این است که یاد بگیرید چگونه بتوانید خود را با آن هماهنگ کنید.

  4. سهیل گفته:

    چرا استادان و مربیان قانون جذب از آزمایش کردنش می‌ترسند؟ چرا اینقدر از اینکه کسی باورهایشان را زیر سوال ببرد می‌ترسند ؟
    اگر شما ادعا می کنید که یک قانون جهانی است پس باید بتوانید ان را ثابت کنید!!!!
    لطفا کامنت من را پاک نکنید و جواب بدید

    • زندگی ناب گفته:

      سلام
      همه استادانی که من می‌شناسم (چه ایرانی و چه خارجی) از خانم استر هیکس تا بقیه که در مورد این قانون صحبت می‌کنند از دیگران می‌خواهند که خودشان آن را امتحان کنند و بعد بیشتر درباره آن یاد بگیرند.
      حتی خیلی از آن‌ها می‌گویند بهتر است که در ابتدا قانون را باور نکنید. با شک وارد یادگیری آن شوید، بعد به آن عمل کنید تا خودتان به‌یقین برسید.

      خب! بیایید باهم بررسی کنیم اصلا قانون جذب چیست؟
      قانون جذب درباره مدیریت احساسات شماست. قانون جذب می‌گوید؛ شما احساس را جذب می‌کنید. به شما یاد می‌دهد؛ وقتی احساسات کلی شما خوب است، چیزها، اتفاقات و شرایطی وارد زندگی‌تان می‌شوند که از همین احساس خوب را بیشتر به شما می‌دهند. (و برعکس)
      واقعیت این است که همه‌چیز از انرژی است و انرژی نیز ارتعاش دارد.
      هر چیزی که در اطرافتان می‌بیند، پایه ارتعاشی دارد خود شما در فرم فیزیکی‌تان از ارتعاش هستید. «قانون جذب» به شما یاد می‌دهد که؛ یک سیستم راهنما درونتان قرار دارد به نام احساسات! احساسات شما ارتعاشات را ترجمه می‌کند. وقتی احساس خوبی دارید یعنی ارتعاش درستی ارسال می‌کنید و چیزهای خوبی را وارد زندگی‌تان می‌کنید.

      همچنین «قانون جذب» می‌گوید روی هر چیزی تمرکز کنید (چه چیزی که می‌خواهیدش/ چه نمی‌خواهیدش) ریشه یا جوهره آن را وارد زندگی‌تان می‌کنید.
      تمرکز اصلی قانون جذب فقط در مورد ثروت و موارد مادی نیست. در مورد رشد و آگاهی شماست. درباره عشق به خود و سفر به‌سوی کامل شدن، در مورد قدرت یک ذهنیت مثبت است، شاد بودن در مسیر! چراکه مسیر خوش احساس، پایان خوبی به همراه دارد.
      من یاد گرفته‌ام که از روند کار لذت ببرم و اقدامی الهام‌بخش انجام دهم. اینکه در لحظه حاضر باشید، خودم را همین‌طوری که هستم، دوست داشته باشم و از داشته‌هایم سپاسگزار باشم. وقتی به این موارد فکر می‌کنید، آیا درونتان به درست بودن آن‌ها پی نمی‌برید؟
      اگر اعتقاد به قانون جذب ندارید، من سعی نمی‌کنم مجابتان کنم تا اعتقاد پیدا کنید. به شما توصیه می‌کنم؛ یک موضوع ساده را یک هفته تست کنید.
      از همین فردا شروع کنید: از صبح تا شب روی چیزهای خوب تمرکز کنید. از مرور خاطرات خوب گذشته تا دیدن موضوعاتی که در زندگی‌تان خوب پیش می‌رود و تشکر بابت داشته‌هایتان از خداوند. چند بار طی روز این روندها را تکرار کنید. طی چند روز اول احساس خوب بیشتر در زندگی‌تان را به‌خوبی متوجه شده و درک خواهید کرد.
      اولین درس قانون جذب اینکه؛ شما احساس را جذب می‌کنید؛ یعنی وقتی حس خوبی دارید، کائنات شرایط و اتفاقات را طوری جلوی پایتان می‌چیند تا از این احساس خوب را بیشتر جذب کنید. همین موضوع ساده را تست کنید و اگر دیدید که درست‌کار می‌کند یادگیری قانون جذب را ادامه دهید.
      نکته: در ابتدا، وقتی‌که با شک وارد قانون جذب می‌شوید، رسیدن به هدف یا جذب هدف را تست نکنید. جذب احساس خوب بیشتر را تست کنید.(هدفتان رسیدن به احساس خوب بیشتر باشد)
      برای بخش دوم سوال تان: برای اثبات علمی قانون جذب کتاب آقای دکتر جو دیسپنزا بانام «ماورای طبیعی شدن» یا کتاب «شکستن عادت‌های خویشتن» ایشان را بخوانید. دکتر جو دیسپنزا متخصص علوم مغز هستند.
      ایلان ماسک، ثروتمندترین فرد جهان به تمام مردم توصیه کرده که کتاب «ماورای طبیعی شدن» را بخوانند.
      در آخر؛ تمرکزتان را روی تایید قانون جذب بگذارید آن‌وقت می‌بیند که کائنات چگونه افراد، کتاب‌ها، اساتید و آموزش‌های بیشتر برای کمک به شما سر راهتان قرار می‌دهد.
      موفق باشید.

  5. سجاد شعبانی گفته:

    سلام یک سوال دارم ،چرا وقتی آرزوی چیزی را داریم، به آن نمیرسیم؟

    • زندگی ناب گفته:

      سلام
      این سوال خیلی کلی است و بهتر بود بیشتر توضیح می‌دادید. منظور من این است که با قانون جذب تا کجا پیش رفتید چگونه و چقدر تمرین کردید و باز به هدفتان نرسیدید. پس پاسخ شمارا به‌طورکلی می‌دهم:
      فرض کنیم هدفتان داشتن ۱ میلیارد تومان پول است. به‌طورکلی موضوع بر سر داشتن ارتعاشات هماهنگ باهدفتان است. هرگاه درباره هدفتان فکر کنید، حرف بزنید یا اقدامی درباره آن بکنید و احساس خوبی داشته باشد، یعنی ارتعاشات شما باهدفتان هماهنگ است و شما در مسیر دستیابی به هدفتان هستید.
      اما اگر درباره هدفتان فکر کنید، حرف بزنید یا اقدامی درباره آن بکنید و مدام احساس بد یا منفی را تجربه کنید، یعنی خودتان را به الگویی از عادات و افکاری عادت داده‌اید که نیرویی مخالف جهت خواسته شما وارد می‌کنند. درنتیجه شما در حال جذب هدفتان نیستید و بیشتر ناخواسته‌ها را به زندگی خود می‌کشید.
      برای داشتن ۱ میلیارد تومان پول ،ابتدا احساستان را درباره این موضوع خوب کنید.
      افکار غالب ذهنتان درباره پول را بررسی کنید. آیا باور دارید که ۱ میلیارد تومان برای شما مبلغ زیادی نیست و لیاقت بیشتر از این‌ها رادارید؟ باور کنید! چون اگر دیگران توانسته‌اند شما هم می‌توانید.
      حالا بیایید درباره اینکه «چرا» آن را می‌خواهید با خودتان شفاف‌تر باشید. چرا می‌خواهیدش؟ نیرو یا همان «چرایی» تان را بشناسید و آن را با خودتان تکرار کنید. سپس با خود مرور کنید که اگر هدفتان(۱ میلیارد تومان) را داشتید، چه احساسی را تجربه می‌کردید؟ این احساس را با تخیل و تصویرسازی و حتی با حرف زدن با خودتان، پررنگ‌تر کنید.
      یادتان باشد که کائنات تفاوتی میان آن‌که ۱ میلیارد تومان پول دارد و آن کس که احساسی نظیر داشتن ۱ میلیارد تومان پول را در خود دارد، قائل نمی‌شود! دیر یا زود شمارا با ایده‌ها، شرایط و افرادی آشنا می‌کند تا این پول را به دست آورید.

  6. ایمان نعمتی گفته:

    سلام سوال دارم چرا انسان بیشتر افراد منفی را جذب می کند در حالی که همه ما دوست داریم افراد خوب در اطرافمان باشند تا افراد مفی

    • زندگی ناب گفته:

      سلام
      وقتی مدتی به هر دلیلی در درجات احساسی منفی هستید، افرادی را جذب می‌کنید که از همان احساس بد را بیشتر به شما می‌دهند. چراکه شما همیشه احساس را جذب می‌کنید.
      البته احساسات شما در مورد افراد و موقعیت‌های اطراف شما هم باعث جذب مستقیم افراد منفی می‌شود. به بیان بهتر وقتی‌که از اطرافیانتان آزرده هستید، (به هر دلیلی) پشت سرشان گلایه و شکایت می‌کنید، «قانون جذب» اتفاقات زندگی‌تان را طوری ردیف می‌کند که افرادی وارد زندگی‌تان شوند تا از این احساس بد را بیشتر به شما بدهند!
      مثلاً وقتی رانندگی می‌کنید، یک راننده بی‌اهمیت و عصبانی از پشت سر به ماشین شما می‌کوبد. آنگاه، هم ماشینتان آسیب می‌بیند و هم فردی عصبانی شمارا ناراحت و رنجیده‌خاطر می‌کند.
      اما زمانی که روحیه شاد و احساسات خوبی دارید، وقتی فعالانه روی جنبه‌های مثبت افراد و موقعیت‌های اطرافتان تمرکز می‌کنید، هرگاه یک نفر کار کوچکی برایتان انجام می‌دهند، خوشحال می‌شوید و از آن‌ها قدردانی می‌کنید، «قانون جذب» اتفاقات زندگی‌تان را طوری می‌چیند که افرادی وارد زندگی‌تان شوند تا از این احساس خوب را بیشتر به شما بدهند! قانون جذب این‌گونه عمل می‌کند.
      درنتیجه؛ اینکه شما می‌خواهید افراد خوب در اطرافتان باشند به این بستگی دارد که آیا احساسات غالبتان درباره افرادی که در اطرافتان هستند خوب است یا خیر! ایا احساسات شما درباره روند کلی زندگی‌تان خوب است یا خیر؟
      نکته کلیدی این است که: به‌جای اینکه امیدوار باشید افرادی که جذب می‌کنید روحیه خوبی برای شما ایجاد کنند، اول‌ازهمه درباره خودتان، محیط و افراد اطرافتان «احساس خوب» ایجاد کنید، تا قانون جذب افراد شاد و مثبت را به زندگی‌تان بیاورد.

  7. ماهان گفته:

    سلام منظور از جوهره ارتعاشی یا ماهیت ارتعاشی چیست؟ وقتی که میگوییم ما «جوهره ارتعاشی» موضوعی را که به آن تمرکز میکنیم، جدب میکنیم

    • زندگی ناب گفته:

      سلام
      پاسخ به این سوال را با یک مثال شروع میکنیم؛ فردی را در نظر بگیرید که در محل کارش مشغول خواندن صفحه حوادث روزنامه است.
      بخشی از این صفحه درباره سرقت و دزدیده شدن ماشین و وسایل داخل آن است.
      که خبرنگار مصاحبه کاملی هم با مالباخته ها انجام داده!
      حالا این فرد با تمرکز روی این اتفاق نسبت به آن واکنش احساسی نشان می‌دهد و در نتیجه حس منفی پیدا میکند.
      عصر وقتی به منزل برگشت، موضوع را با همسرش در میان می‌گذارد و اتفاقا او هم تجربه یکی از دوستانش در رابطه با این موضوع را با او عنوان میکند. این حرف ها دقایقی به طول می انجامد و احساس منفی این فرد شدیدتر می‌شود. با تمرکز بیشتر این فرد حول و حوش موضوعات این چنینی، در روزهای بعد، احساس ترس ناشی از «از دست دادن» ماشین، وسایل ماشین یا هر مال دیگری در او قدرتمند میشود.
      چنانچه این روند ادامه یابد، تجربه‌ای از جنس این احساستان برای او اتفاق خواهد افتاد. به‌طور مثال معامله‌ای انجام می‌دهد که برایش ضرر مالی به همراه دارد.یک نفر کلاهبردار سرش را کلاه میگذارد و پولش را بالا میکشد. مثل یک آهن ربا که فلز دیگری که جنس آن از آهن است را جذب می‌کند.
      اگر با این فرد صحبت کنید میگوید من هیچ وقت به این که ازمن کلاهبرداری بشود فکر نکرده بودم! کاملا هم درست میگوید!
      خانم استر هیکس می‌گوید؛ شما هر آنچه را که احساس می‌کنید، جذب می‌کنید!
      این فرد احساس ترس ناشی از (از دست دادن مال) را با تمرکز روی افرادی که از آنها سرقت شده بود در خودش فعال کرد. سپس با تمرکز بیشتر آن را قدرتمند تر کرد. در نتیجه جوهره ارتعاشی این احساس را جذب کرد.
      همه ما می‌توانیم این موضوع را به‌سادگی در زندگی‌مان ببینیم؛ اتفاقات بدِ کوچک و بزرگ وقتی برایمان رخ می‌دهند که حس بدی را پشت سر هم داریم تو ذهنمان تجربه می‌کنیم.
      نکته:
      طبق «قانون جذب» وقتی افکاری دارید که به شما احساس خوبی می‌دهند یعنی در حال جذب «احساس خوب» بیشتر هستید و برعکس.
      موضوع مهم اینکه با تمرکز روی موضوعات خوب و دلخواه و پیدا کردن افکار خوب، احساس خوب بیشتری را جذب کنیم.

  8. ح.فراهانی گفته:

    سلام من خیلی فرد قانعی هستم کار خوبی دارم، خانه و ماشین هم دارم به طور کلی شکرخدا وضعیت خوبی دارم اما دوست ندارم انقدر قانع باشم. دوست دارم «قانون جذب» را یاد بگیرم و باهاش به اهداف بزرگتری برسم. ممنون میشم راهنمایی کنید.

    • زندگی ناب گفته:

      سلام وقت بخیر
      شما به چیزهایی که دارید قانع هستید و دلیل اصلی‌اش اینکه فکر می‌کنید به چیزهای بیشتر یا بزرگ‌تری که می‌خواهید نمی‌توانید برسید! درواقع باور ندارید که می‌توانید آن‌ها را داشته باشید.و یک دلیل دیگِ اش هم اینکه خیلی از ما نمی‌خواهیم خودمان را به‌زحمت بیاندازیم. تمرین کنیم، ذهنیت و باورهایمان را تغییر دهیم تا مسیر رسیدن به آن‌ها را هموار کنیم.
      حتما شما هم یکسری تفاوت‌ها و تضادهایی در زندگی‌تان می‌بینید که آرزوها و خواسته‌های جدیدی را درونتان به وجود می‌آورند. اما به نظر شما آن‌ها (آرزوها و خواسته‌های جدید) را سرکوب می‌کنید. یادتان باشد این‌ها باعث رشد و پیشرفت شما خواهند بود. حتی اگر بتوانید برای مدتی از خواسته‌هایتان چشم‌پوشی کنید، بازه هم خواسته‌های جدید بیشتری درونتان شکل می‌گیرند. (چون مرتب در معرض تضادها و تفاوت‌ها هستید)
      در نتیجه؛بهترین کار اینکه دست از قانع بودن بردارید، چیزهایی که می‌خواهید داشته باشید و داشتن آن‌ها به شما احساس خوبی می‌دهند را لیست کنید.
      به خودتان یادآوری کنید که قابلیت و لیاقت داشتن آن‌ها رادارید.
      روی باورهای محدودتان که بین شما و آن‌ها قرار دارند، کارکنید. درباره آن‌ها احساس خوبی بسازید (با انتخاب افکار خوش احساس) و مقاومت ذهنی‌تان را نسبت به آن‌ها کم کنید. احساسات خوب نسبت به خواسته‌هایتان نشانه اینکه مقاومت کمتری نسبت به آن‌ها دارید و به سمت آن‌ها درحرکت هستید.

  9. زهرا گفته:

    سلام وقت بخیر سوال من اینکه چرا بعضی از افراد دزدی میکنند؟ چرا فردی به دیگران آسیب میزنه؟ از دید قانون جذب دلیل این دو موضوع چیه؟

    • زندگی ناب گفته:

      سلام
      فردی که دزدی می‌کند احساس کمبود شدید دارد. برخلاف فردی که احساس فراوانی و زیاد بودن نعمت و ثروت دارد. در این دنیا هیچ کمبودی وجود ندارد زیرا جهان بر اساس فراوانی ساخته شده است. فردی که به دیگران آسیب میزند احساس ناامنی شدید دارد. همین‌طور کمبود توجه.
      موفق باشید

  10. محمد طاعتی گفته:

    دوست من در سر کار هر روز اخبار حوادث روزنامه ها را میخواند و کلا خیلی علاقه به این موضوعات دارد، تا حالا هم حوادث بد، اتفاقات منفی و خشونت بار را تجربه نکرده! مگر قانون جذب کار نمیکند؟؟؟!!

    • زندگی ناب گفته:

      اول‌ازهمه اینکه شما درون آن فرد نیستید و از احساسات غالب و تجربیات زندگی دوستتان خبر ندارید.
      هیچ‌وقت نمی‌توانید از ظاهر و بیرون یک فرد پی به دنیای درون او ببرید. احساسات غالب این افراد معمولا منفی است.
      موضوع دوم اینکه: تمرکز به اخبار و غرق شدن در آن، پیگیر موضوعات بد شدن مثل خشونت، باعث می‌شود جوهره ارتعاشی آن احساس خشونت را تجربه کنیم.
      حتی اگر برای خیلی از ما به این معنا نباشد که حتما با آن تجربه وحشتناک روبرو شویم.
      موضوع سوم اینکه تمرکز روی این موضوعات و تکرار تجربه‌های احساسی این‌چنین، وارد ضمیر ناخودآگاه ما می‌شود و به‌مرور زمان احساس خوشبختی را در ما خاموش می‌شود و همین‌طور تمرکز کردن روی موضوعات خوب برایتان سخت می‌شود.
      فراموش نکنید که شما حق انتخاب دارید! انتخاب کنید که روی چه چیزهایی تمرکز کنید! چیزهایی که دوست دارید تجربه‌شان کنید یا چیزهایی منفی و بدی که دوست ندارید وارد زندگی‌تان شوند.

      موفق باشید

  11. محسنی گفته:

    سلام من یک سوال من اینکه من یکسری اقدامات باید در جهت رسیدن به هدفم انجام بدم ولی ترس خیلی اذیتم میکنه. کار من فروش بیمه است وقتی قراره یه اقدامی بکنم میترسم مثلا به مشتری جدید زنگ بزنم برای ترسم باید چی کار کنم با تشکر از پاسختون

    • زندگی ناب گفته:

      پاسخ: سلام. ترس یکی از مهم‌ترین موانع بر سر راه موفقیت است. فرق افراد موفق و ناموفق در این است: موفق‌ها ترس را احساس می‌کنند اما اجازه نمی‌دهند مانع پیشروی‌شان شود.
      ناموفق‌ها هم ترس را احساس می‌کنند اما اجازه می‌دهند مانع پیشروی‌شان شود.
      سپس با آوردن انواع بهانه‌ها به بذر این ترس خوراک می‌رسانند.
      بزرگ‌ترین اشتباه مردم این است که منتظر می‌مانند تا این ترسشان فروکش کند. هیچ‌وقت توی این دام نیافتید. به نظر من فقط در دو حالت ترس از اقدام کردن در افراد فروکش می‌کند.
      حالت اول : وقتی‌که اون فرد فوت می‌کند.
      حالت دوم: وقتی‌که باوجود ترس اقدامی انجام می‌دهد.
      اگر بخواهیم صبر کنیم تا ترس از اقدام کردن در ما فروکش کند، باید تا روز فوتمان منتظر بمانیم. تمرین کنید (با اقدامات کوچک در طول زمان) تا باوجود ترس، نگرانی، تردید دست به اقدام بزنید.
      شاید ترس شما به خاطر (طرد شدن) نه شنیدن از مشتری‌تان باشد. سعی کنید دراین‌باره چیزهای بیشتری یاد بگیرید. فکر می‌کنم کتاب‌هایی برای حل این مشکل باشد. سرچ کنید.
      در ضمن خانم سوزان جفرز یک کتاب عالی به نام « ترس را احساس کن ولی به‌هرحال انجامش بده» دارد. حتما این کتاب را بخوانید.
      موفق باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.