اگر به علم «قانون جذب» علاقه‌مندید، قصد داریم در این مقاله  به شما نشان دهیم که چگونه می‌توانید با ساختن «چرخه منظم جذب» به‌طور اصولی و هوشمندانه «قانون جذب» را یاد بگیرید و  مهم‌تر از آن در اجرای آن متخصص شوید.

 

«چرخه جذب» چیست؟

برای درک این موضوع ابتدا باید درک کنیم منظور از «چرخه» چیست.

اصطلاح «چرخه» شامل سه منطقه؛ (یادگیری، اجرای دانش جدید، اصلاح و بهبود پیوسته) به‌طور پیوسته است که به ما کمک می‌کند در کسب «مهارت» یک موضوع جدید متخصص شویم.

آقای ادواردو بریسئو تحقیقاتی درباره مهم‌ترین دلایل موفقیت افراد تأثیرگذار و شرکت‌های موفق جامعه انجام دادند و آن را دریکی از سخنرانی‌های سایت «تد» عنوان کردند.

تحقیقاتی که در بین معلمان، پزشکان و متخصصان حوزه‌های مختلف انجام شد نشان داد که وقتی فردی تازه‌کار به حرفه‌ای وارد می‌شود، عملکردش تنها در دو سال اول پیشرفت دارد و بعدازآن «ثابت» می‌ماند. اشتباه این است؛ هنگامی‌که فکر می‌کنیم به‌اندازه کافی خوب هستیم، هیچ تلاشی برای «یادگیری» خود انجام نمی‌دهیم و درنتیجه دستاوردمان ضعیف و ثابت خواهد بود.

درواقع تا وقتی بر مبنای دانش و مهارت محدودمان حرکت می‌کنیم، حتی باوجود کار سخت، خیلی رشد نمی‌کنیم و به دستاورد چندانی نمی‌رسیم.

اما افراد فوق موفق زمانی را برای بودن در «منطقه یادگیری» اختصاص می‌دهند. آن‌هم به‌طور ثابت و پایدار!

در حقیقت آن‌ها با یادگیری مداوم دستاوردشان را ارتقا می‌دهند.

همچنین این تحقیقات حاکی از آن بود که این افراد به‌طور حساب‌شده‌ای همواره در دو منطقه «یادگیری مدام و عملکرد» در حال حرکت‌اند.

 

هدف «منطقه یادگیری» و «منطقه عملکرد» چیست؟

هدف «منطقه یادگیری» شناختن و یادگیری مهارت‌ها و اقدامات و به دنبال آن، چیدن استراتژی‌هایی ست که ما را به نتایج موردنظرمان می‌رساند. هدف از «منطقه عملکرد» انجام اقدامات شناسایی‌شده به بهترین شکل ممکن است تا ما بتوانیم سطح قابل قولی از مهارت موردنظر را کسب کنیم.

هردوی این مناطق باید در زندگی ما وجود داشته باشند؛ اما زمانی که لازم است در هرکدام از این مناطق باشیم باید توقع و انتظارات و نتایجی را که می‌خواهیم به دست آوریم را مشخص کنیم.

موضوع مهمی که باید درک کنید اینکه دو منطقه «یادگیری و عملکرد» شمارا به سطح خوبی از یک مهارت می‌رساند اما این دو منطقه برای «متخصص» شدن در مهارت کافی نخواهند بود.

درواقع برای کسب نتایج عالی در هر زمینه‌ای باید منطقه دیگری به نام «اصلاح و بهبود پیوسته» را پشت سر دو منطقه یادگیری و عملکرد اضافه کنم. به بیان بهتر این منطقه بعد از منطقه عملکرد ما قرار می‌گیرد.

جایی که ما با بررسی عملکردمان نقاط ضعف و اشتباهات خود را مورد ارزیابی قرار می‌دهیم اگر دانش موردنظر برای اصلاحشان را داشته باشیم، همان موقع آن‌ها را اصلاح می‌کنیم.

اگرنه، با یکسری اطلاعات مهم (شامل حداقل اشتباهات و نقاط ضعفمان) به منطقه اول یعنی «منطقه یادگیری» برگردیم و برای اصلاح آن‌ها بیشتر یاد می‌گیریم.

درواقع منطقه «بهبود پیوسته» به ما اطلاعات مهمی را می‌دهد که وقتی به «منطقه یادگیری» برمی‌گردیم، بدانیم چه چیزهایی را باید بیشتر یاد بگیریم.

این منطقه باعث می‌شود ما به متخصص شدن در کسب مهارت موردنظرمان نزدیک‌تر شویم.

 

اگر برای کسب مهارت موردنظرتان «چرخه» نسازید!

اگر منطقه «یادگیری» به‌تنهایی باشد شما به یک جمع کننده اطلاعات حرفه‌ای تبدیل می‌شوید. جمله معروفی است که می‌گوید؛ اهمیت ندارد که اطلاعات شما چقدر خوب و مفید باشد. آن‌ها هیچ تأثیر مثبتی در زندگی‌تان ندارند تا وقتی‌که آموخته‌هایتان را به کار ببندید آنگاه در مسیر «تغییر» قرار می‌گیرید.

اگر منطقه «یادگیری» و «عملکرد» به‌تنهایی باشد، در کسب مهارت موردنظرتان شما تا یک سطح مشخص رشد می‌کنید چون به اصلاح و بهبود نقاط ضعفتان نمی‌پردازید.

اگر منطقه «بهبود پیوسته» به‌تنهایی باشد، بر مبنای اطلاعات قدیمی‌تان دچار بهینه‌سازی‌های مکرر و بی‌دلیل می‌شوید. درنتیجه رشد محدودی خواهید داشت.

درنتیجه؛ این منطقه‌ها به‌تنهایی هیچ‌گاه نمی‌توانند مفید واقع شوند.

هر سه این مناطق باید باهم باشند. هر منطقه «چرخه»، به جنبه‌های دیگر آن کمک می‌کند و آن را توسعه می‌دهد. شبیه بالا رفتن از نردبان است!

پای راست، پای چپ، پای راست، پای چپ، پای راست، پای چپ…

ساختن «چرخه جذب» در سه‌گام!

امیدوارم تا اینجا نکته ناب و کلیدی این مقاله را درک کردید باشید. موضوع اصلی این مقاله درباره «قانون جذب» است درنتیجه برای ساده‌تر شدن کار، نام این چرخه را «چرخه جذب» گذاشتم؛ و چون این سه منطقه پشت سر هم قرار می‌گیرند نام آن را «چرخه منظم جذب» می‌گذارم.

«چرخه منظم جذب» یک سیستم ساده سه مرحله‌ای شامل یادگیری قانون جذب، اجرای یادگیری و در آخر اصلاح موارد اجراشده هست.

درواقع «چرخه جذب» به شما کمک می‌کند تا ابتدا علم «قانون جذب» را به‌طور اصولی فرابگیرید، در اجرای آن در زندگی خود مهارت پیدا کنید و با اصلاح و بهبود مداوم کارها و تمریناتی که انجام می‌دهید طی زمان، به نتایج شگفت‌انگیزی برسید تا به‌طور واقعی درنتیجه گرفتن از «قانون جذب» متخصص شوید.

 


منطقه «یادگیری علم قانون جذب»

همان‌طور که میدانیم یادگیری اصولی قانون جذب اولین عنصر مهم برای ساختن «چرخه جذب» است.

گام اول: شناختن و یادگیری «مفاهیم پایه» علم قانون جذب، اشتباهات و اصلی‌ترین اقدامات جهت کسب «مهارت» در به‌کارگیری هوشمندانه «قانون جذب»

  •  «مفاهیم پایه»

اما اگر در ابتدای مسیر یادگیری «قانون جذب» هستید و بر «مفاهیم پایه» تسلط ندارید یا دوست دارید بیشتر یاد بگیرید می‌توانید به بخش پرسش و پاسخ بروید. در این بخش به این سوالات زیر که مربوط به«مفاهیم پایه» قانون جذب می‌شود پاسخ داده‌ام.

 

گام دوم: تجزیه مهمترین اقدامات به «اقدامات ساده».(قدم‌هایی پشت سر هم که ما را به سمت کسب «مهارت» موردنظر هدایت می‌کنند.)

  • ارتباط با «طبیعت درونی»

بعد از درک «مفاهیم پایه» باید ارتباط با «طبیعت درونی» مان را درک کنیم! مهم‌ترین کار شما برای جذب خواسته‌تان این است که؛ ابتدا ارتعاشات خودتان را «هم گام»  و سپس هم سرعت با ارتعاشات «طبیعت درونی‌تان» کنید.

فیلم اول: برای درک بهتر این موضوع لطفا فیلم … دقیقه‌ای زیر را ببینید!

با دیدن این فیلم مهمترین اقدام خود برای به کار گیری «قانون جذب» یعنی ارتباط با «طبیعت درونی» را درک و یاد گرفتیم. خب! قدم بعدی چیست؟

در قدم بعد باید این اقدام مهم را به «قدم هایی ساده» و « پشت سر هم» تبدیل کنیم. قدم‌هایی که ما را به سمت کسب «مهارت» برای ارتباط با «طبیعت درونی» مان هدایت می‌کنند.

دو بخش  ساده و مهم  برای مهارت پیدا کردن در ارتباط با «طبیعت درونی»!

 ارتباط با «طبیعت درونی» را به دو بخش تقسیم میکنم:

بخش اول که آن را بخش «مقدماتی» مینامم شامل سه قدم است؛

قدم اول: کانون تمرکز خود را به‌طور «مثبت» پرورش دهید.

قدم دوم: برای تحسین خود، وقت کافی بگذارید!

قدم سوم: روی بهبود باورهای هسته‌ای خود کار کنید.

بخش دوم که آن را بخش «اصلی» مینامم  درباره رابطه مهمترین اهداف شما (مثل بهبود سلامتی، جذب فراوانی، خلق روابط پایدار) با «طبیعت درونی تانن می باشد که شامل سه قدم است؛

قدم اول: «تمرین حساب‌شده» را برای پیدا کردن افکار خوش احساس در جهت هدفتان انجام دهید تا بتوانید احساس خوبی نسبت به اهدافتان در خود بسازید.

قدم دوم: باید یاد بگیرید که چگونه از «احساسات خوب» ساخته شده خود نگهداری کنید.

قدم سوم: برای جذب بهتر اهدافتان قدم شتاب‌ده‌ی به «احساسات خوب» را اجرا کنید.


منطقه «عملکرد علم قانون جذب»

منطقه دوم برای ساختن یک «چرخه» عملی کردن یا اجرای دانشی ست که در «مرحله یادگیری» آن را کسب کرده‌ایم.

مهم‌ترین چالش ما در این منطقه این است که؛ در کوتاه‌ترین زمان خود را در راستای دانشی قرار دهیم که آموخته‌ایم.

چراکه فقط با انجام این کار می‌توانیم به نتایج موردنظرمان برسیم. امروزه عملی کردن دانسته‌ها برای بسیاری از افراد به «رؤیا» تبدیل‌شده است.

افراد زیادی هستند که در مورد هدف مهم خود یاد می‌گیرند، اما هیچ‌وقت آموخته‌هایشان را اجرا نمی‌کنند. در حقیقت این افراد فقط عادت به جمع‌آوری اطلاعات دارند. به نظر من هیچ فرقی هم بین این افراد و کسانی که اصلا هیچ اهمیتی به یادگیری نمی‌دهند، وجود ندارد. چراکه هر دودسته جز ناموفق‌ها به‌حساب می‌آیند.

مهم‌ترین فرق افراد ناموفق و موفق در هر حوزه‌ای در اجرا کردن چیزهایی ست که یاد می‌گیرند.

اولین قدم مهم شما در این مرحله رسیدن به سطح قابل قبولی از «مهارت» در موضوع موردنظرتان است.

سپس در قدم دوم باید مهارت کسب‌شده را با «تمرین هدفمند و مداوم» تقویت کنید. 

چهار مرحله مهم «تمرین هدفمند و مداوم» عبارت‌اند از:

  1. تعیین هدف برای رسیدن به سطح مشخصی از «کسب مهارت». البته سطحی که شمارا از «دایره راحتی» بیرون آورد.
  2. تبدیل اقدامات لازم به عادت‌های کوچک برای «تکرار» ساده‌تر اقدامات.
  3. ذهنیتتان را درباره «اقدامات ساده» از نو بسازید!
  4. متعهد شدن به انجام «تمرین» طی زمانی نسبتا طولانی.


منطقه «اصلاح و بهبود پیوسته علم قانون جذب»

بعد از یادگیری مداوم و اجرای دانش جدید باید به «اصلاح و بهبود پیوسته» دست بزنیم. چالش مهم ما در این منطقه؛ شناخت نقاط ضعف و اصلاح آن‌ها است.

هدف از انجام این منطقه؛ مسلط شدن روی مهارت موردنظر است.

«تسلط» پروسه‌ای است که طی آن عملکرد خود را مورد ارزیابی قرار می‌دهیم تا نقاط ضعف و اشتباهات خود را بشناسیم. سپس با این اطلاعات مهم به بخش «یادگیری» برگردیم و روی آن‌ها کارمی کنیم.

درواقع این منطقه به ما اطلاعات مهمی را می‌دهد که وقتی به «منطقه یادگیری» برمی‌گردیم، بدانیم باید در مورد کدام نقاط ضعف بیشتر باید یاد بگیریم.

وقتی در مورد نقاط ضعف خود خوب یاد گرفتیم دوباره دست به اجرای آموخته‌ها می‌زنیم و نقاط ضعف خود را بهبود می‌دهیم.

تا تبدیل به یک عادت جدید شود و سپس از این عادت جدید به‌عنوان مبنای پیشروی به سمت مرحله بعد، بهره می‌گیریم.

«تسلط» در انجام هر کاری به این عامل نیاز دارد که به‌طور پیوسته و طی زمان تقریبا طولانی، لایه‌های بهبودیافته نقاط ضعفتان را روی‌هم قرار دهید.

 

فیلم دوم: مثالی اط ساختن «چرخه جذب»

 ۶ پیشنهاد به شما برای ساختن«چرحه جذب»

 


تیم زندگی ناب و دوستان شما دوست دارند نظرات، انتقادات و نتایج شمارا درباره موضوع این مقاله بشنوند.

از شما خواهش می‌کنیم چند دقیقه وقت بگذارید و درباره این مقاله نظرتان را بدهید

اگر تجربه‌ای عالی در این زمینه‌دارید لطفا آن را با دیگران به اشتراک بگذارید با این کار ممکن است به شخص دیگری کمک کنید.

همچنین ممکن است دوستانی این مقاله را بخوانند اما اهمیت «قانون جذب» را خیلی درک نکرده باشند. پس شما با نوشتن نظرتان می‌توانید کمک کنید تا حداقل این افراد، با دنبال کردن آموزش‌های رایگان سایت، خیلی بهتر نقش «قانون جذب» در زندگی‌شان را درک کنند.

پس خیلی ممنون می‌شویم همین‌الان نظرتان را در زیر این مقاله بنویسید.


نویسنده: مهدی حدادیان

تاریخ به‌روزرسانی: ۹۹/۷/۲۸

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *