سلام من مهدی حدادیان هستم. مدیر وب‌سایت زندگی ناب و نویسنده کتاب. چند روز پیش یکی از کتاب‌های خانم استر هیکس را می‌خواندم. نکته خیلی مهم و کاربردی داخل آن پیدا کردم و تصمیم گرفتم امروز در این مقاله آن را با شما در میان بگذارم.

اول باید درک کنید که؛ اتفاقات بد یا خوب زندگی شما تصادفی نیستند! درواقع هیچ‌چیز به‌خودی‌خود سر راه شما قرار نمی‌گیرد. هر اتفاق یا حقیقتی که در زندگی‌تان تجربه می‌کنید، در واکنش به افکار شما، ارتعاشاتی که ارائه می‌کنید و احساسی که در آن لحظه دارید رخ می‌دهد. بیایید این موضوع را بیشتر باهم بررسی کنیم.

مورد اول: «توجه» ما طی شبانه‌روز بر سه مورد زیر باعث تحریک فکر ما می‌شود.

  1. ورودی‌های ذهن ما (شامل مطالعه، دیدن یا شنیدن)
  2. افراد دوروبرمان
  3. محیط اطرافمان

وقتی فکر ما توسط این موارد تحریک می‌شود شروع به فعالیت می‌کند. سپس با «تمرکز»‌ بیشتر ما بر روی این افکار، «قانون جذب» موارد مشابه آن‌ها را وارد ذهنمان می‌کند. درنتیجه آن‌ها بزرگ‌تر و ارتعاشاتشان نیز فعال می‌شوند.

 مورد دوم: هرچه این تمرکز بیشتر می‌شود، ارتعاشات آن نیز قدرتمندتر می‌شوند و درنتیجه ارتعاشات هماهنگ را بیشتر به خود جذب می‌کنند، سپس شواهد آن‌ها در زندگی‌مان ظاهر می‌شوند. (به خاطر بسپارید این شواهد با جوهره احساس شما درباره موضوع فکرتان هماهنگی دارد) که حکایت از ظاهر شدن موضوع اصلی فکرتان در آینده‌ای نزدیک دارند.

در کائنات «طرد» کردن وجود ندارد!

وقتی به چیزی که نمی‌خواهید، توجه نشان می‌دهید آن را «طَرد» یا از خودتان دور نمی‌کنید! کاملا برعکس! آن چیز را به زندگی خود دعوت می‌کنید.

به‌طور مثال هنگامی‌که به داشتن «پول» بیشتر فکر می‌کنید (آن چیزی که می‌خواهید)، با خودتان میگویید من در طلب پول و فراوانی هستم. سپس بر روی این افکار تمرکز می‌کنید، هرچقدر که جلوتر می‌روید احساستان خوب می‌شود، روند «قانون جذب» را برای تجلی فراوانی فعال می‌کنید.

از طرفی وقتی‌که به عابر بانک خالی خود فکر می‌کنید (که خالی بودن آن را نمی‌خواهید) روی آن تمرکز می‌کنید، درباره کمبود پول با دوستانتان صحبت می‌کنید ارتعاشات بی‌پولی را فعال می‌کنید. احساس بدی که تجربه می‌کنید بیانگر این موضوع است که روند «قانون جذب» فعال‌شده و درنتیجه مقدار بیشتری از بی‌پولی را جذب می‌کنید!

وقتی ورشکستگی مالی، طلاق، بیماری و هر ناخواسته دیگری می‌بینید و روی آن‌ها تمرکز می‌کنید، خود آن موضوع یا جوهره ارتعاشی آن را به زندگی‌تان دعوت می‌کنید.

چراکه با توجه بیشتر بر موضوعات ناخواسته، ارتعاشات آن‌ها را فعال و قوی‌تر می‌کند و با تمرکز بیشتر شما، روند «قانون جذب» آن موضوع ناخواسته را وارد زندگی‌تان می‌کند.

خبر خوب!

خوشبختانه وقتی به موضوع مهمی فکر می‌کنید و با تمرکز ارتعاش آن را صادر می‌کنید، ازنظر زمانی «شکافی» بین این ارتعاشات و جذب آن موضوع وجود دارد.

حالا اگر این موضوع موردتوجه شما چیزی است که نمی‌خواهیدش، این شکاف به شما فرصت می‌دهد تا توجه خود را بیشتر و بیشتر بر آنچه می‌خواهید معطوف کنید. شاید بپرسید چگونه؟ با توجه به احساسات خود!

اگر دوست دارید اتفاقات خوش‌آیند و لذت‌بخش در جهت خواسته‌هایتان در زندگی رخ دهد باید افکار و حتی کلامتان را از طریق «احساسات» هدایت کنید.

نگران نباشید! کار سختی پیش رویتان نیست. برای این کار باید مطمئن شوید افکاری که در ذهن دارید و کلماتی که بر زبان می‌آورید با «احساس خوب» تغذیه می‌شوند.

درواقع امکان ندارد شما نسبت به موضوعی احساس خوب داشته باشید، بارها این احساس خوب را تجربه یا تکرار کنید و باعث شوید اتفاقات بد یا ناخواسته در رابطه با آن موضوع برایتان رخ دهد!

البته برعکس این موضوع هم برایتان کار می‌کند؛ امکان ندارد شما نسبت به موضوعی احساس بد داشته باشید، بارها این احساس بد را تجربه یا تکرار کنید و باعث شوید اتفاقات خوبی در رابطه با آن موضوع برایتان رخ دهد!


جمع‌بندی: شما حق انتخاب دارید!

درون هر موضوعی که در اطراف خود می‌بینید، چیزهای که می‌خواهید و چیزهای که نمی‌خواهید، هر دو باهم وجود دارند. این لازمه تعادل در کائنات است (مثبت و منفی باهم). شما حق انتخاب دارید و انتخاب درست این است که بر چیزی تمرکز کنید که می‌خواهید.

به‌طور مثال وقتی خبری درباره طلاق می‌شنوید به‌جای تمرکز روی آن باید روی عشق و محبتی که در زندگی‌تان وجود دارد تمرکز کنید.

مهم‌ترین چیز این است که حداقل درباره موضوعات مهم زندگی خود، به نحوه احساسات خود توجه کنید و تا می‌توانید به دنبال ساختن «احساس خوب» درباره آن‌ها باشید.


نویسنده: خانم استر هیکس

گردآورنده: مهدی حدادیان