آموزش جامع ۵ اصل پایه‌ای «موفقیت فردی» برگرفته از؛ نکات مهم، پُرتکرار و کاربردی ۲۵ کتاب پرفروش دنیا در این حوزه!


بی‌شک همه ما می‌خواهیم یک زندگی موفق را تجربه کنیم. می‌خواهیم در امور فردی،

کاری، مالی، روابط و هر موضوع دیگر موفقیت را تجربه کنیم. به همین دلیل در این چند

سال اخیر، فروش کتاب‌های خودیاری و بهبود فردی نسبت به سال ۲۰۱۳ و قبل‌تر از آن،

تقریبا دو برابر شده است.

سوال مهم اینجاست؛ باوجوداین همه اطلاعات مختلف درباره اسرار «موفقیت فردی»

چگونه و به‌طور خاص می‌توانیم اقدامات کاربردی را بیابیم و آن‌ها را اجرا کنیم؟

شاید ساده‌ترین، ارزان‌ترین و ابتدایی‌ترین راهکار برای پاسخ به این سوال؛ مطالعه

کتاب‌های پرفروش دنیا در این حوزه «موفقیت فردی» باشد. درواقع ابتدا باید «مفاهیم پایه»

این کتاب‌ها را یاد بگیریم و طبق نیاز خودمان آن‌ها را اجرا کنیم.

در این مقاله جامع و کامل قصد دارم تا به شما کمک کنم تا به عالی‌ترین شکل بر ۵ اصل

پایه‌ای «موفقیت فردی» (برگرفته از؛ نکات مهم، پُرتکرار و کاربردی ۲۵ کتاب پرفروش

دنیا) مُسلط شوید. پس با من همراه باشید.

یک دلیل کلیدی برای یادگیری «مفاهیم پایه» علم موفقیت فردی:

دلیل این موضوع خیلی ساده است، درک مفاهیم پایه اولین پیش‌نیاز یادگیری یک مهارت است.

آقای نیک ولاسکز نویسنده کتاب «یاد بگیرید، پیشرفت کنید» می‌نویسد:

بزرگ‌ترین اشتباه افراد وقتی‌که می‌خواهند مهارت جدیدی را کسب کنند یا موضوع جدیدی را یاد بگیرند، این است که؛ خیلی کم و به‌ندرت وقت می‌گذارند تا از «ابتدا» بیاموزند.

پس در ابتدای یادگیری هر مهارت یا موضوعی، وقت بگذارید و «مفاهیم پایه» آن مهارت یا موضوع را بیاموزید.

هدف کلیدی ما برای یادگیری «مفاهیم پایه» شناختن اصلی‌ترین اقدامات جهت کسب مهارت موردنظر (موفقیت فردی) است. درنتیجه کلیدی‌ترین موضوع برای شروع یادگیری، این است که از «مفاهیم پایه» شروع کنید.


آیا شما به یادگیری مفاهیم پایه علم موفقیت فردی نیاز دارید؟

اگر شرایط زندگی‌تان طوری است که احساس می‌کنید باید «تغییراتی» در آن اعمال کنید، پس باید علم موفقیت فردی را بیاموزید. ابتدایی‌ترین راه برای شروع، یادگیری «مفاهیم پایه» این علم است.

«تغییر» در یک‌کلام یعنی به چالش کشیدن وضعیت موجود!

به یاد داشته باشید که «تغییر» فرآیندی ثابت در زندگی ما است. هرچه بیشتر در برابر آن مقاومت کنیم، زندگی ما سخت‌تر می‌شود. ما توسط تغییرات احاطه‌شده‌ایم و این تنها چیزی است که بیشترین تأثیر را در زندگی ما دارد.

همان‌طور که «جان اف کندی» نقل کرد؛ تغییر قانون زندگی است و کسانی که فقط به گذشته یا حال نگاه می‌کنند مطمئناً آینده را از دست می‌دهند. درنتیجه ما نمی‌توانیم از آن اجتناب کنیم.

بی‌شک همه ما قدرت این را داریم که تغییرات مثبتی را در زندگی خود اعمال کنیم.

اگر از چالش «تغییر» در زندگی خود چشم‌پوشی کنیم فرصت یادگیری و رشد را از خود دریغ خواهید کرد و درنتیجه یک زندگی یکنواخت و کسل‌کننده را تجربه خواهید کرد.


تعریف اصولی «موفقیت فردی»!

برای شروع باید بدانیم تعریف اصولی «موفقیت فردی» چیست؟ با یک سرچ ساده در گوگل متوجه خواهید شد که تعاریف زیادی در مورد علم «موفقیت فردی» وجود دارد؛ اما به نظر من اصولی‌ترین تعریف را آقای جف اولسون نویسنده کتاب «برتری خفیف» عنوان کرده‌اند. ایشان اعتقاددارند؛ موفقیت یعنی «پیگیری» تا تحقق یک هدف «ارزشمند»!

درنتیجه در ابتدا باید برای خود یک هدف داشته باشید و در تا گرفتن نتیجه، ادامه آن را پیگیری کنید.

داشتن هدف! اولین مفهوم پایه‌ای علم «موفقیت فردی»!

تعیین اهداف ما را مسئول و جوابگو می‌کند، به همین دلیل بسیاری از مردم از انجام این کار خودداری می‌کنند. دلایل بسیار خوبی برای اینکه هدفمند باشیم وجود دارد که در اینجا چند مورد آن را  آورده‌ام.

  1. تعیین اهداف این امکان را فراهم می‌کند که برای خلق آینده‌ای که خواهانش هستیم، همین امروز کارهایی را انجام دهیم.
  2. اگر برای خودتان هدفی نداشته باشید، هم وقتتان را تلف می‌کنید و هم تمرکزتان می‌رود روی انجام کارهایی که واقعا مهم نیستند و نتایج ضعیفی به همراه دارند.
  3. افرادی که هدف‌دارند و در جهت آن اقدام می‌کنند در مقایسه با افراد بی‌هدف، احساس «اشتیاق» و احساس «رضایت» بیشتری نسبت به زندگی دارند.
  4. تعیین اهداف ذهنیت‌های جدیدی به شما می‌دهد. ذهنیت جدید باعث ایجاد رفتارهای جدید می‌شود و رفتار جدید تغییرات جدید را به وجود می‌آورند.

اولین روشی که در بیشتر کتاب‌های بهبود فردی معیار مناسب برای طراحی و ارزیابی هدف، روش «اسمارت» عنوان‌شده است.

آقای «جرج دوران» برای اولین بار در سال ۱۹۸۱ از کلمه مخفف «S.M.A.R.T» به معنی «هوشمندانه» استفاده کرد.

اختصار S.M.A.R.T. معنی خاص، قابل‌اندازه‌گیری، قابل‌دستیابی، واقع‌گرایی و حساس به زمان است.